میان دو انگشت . میان اصبعین
بین اصبعین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بین اصبعین. [ ب َ ن َ اِ ب َ ع َ ] ( ع ق مرکب ) میان دو انگشت. میان اصبعین. رجوع به بین الاصبعین شود :
دیده و دل هست بین اصبعین
چون قلم در دست کاتب ای حسین.
دیده و دل هست بین اصبعین
چون قلم در دست کاتب ای حسین.
مولوی ( مثنوی چ نیکلسن دفتر 3 ص 157 ).
کلمات دیگر: