کلمه جو
صفحه اصلی

رزیقی

لغت نامه دهخدا

رزیقی. [ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب است به رزیق که محله ای است در مرو. ( از لباب الانساب ).

رزیقی. [ رَ ] ( اِخ ) احمدبن عیسی جمال رزیقی مروزی. از اصحاب ابن المبارک است. وی از فضل بن موسی و یحیی بن واضح و جز او روایت دارد. ( از لباب الانساب ).

رزیقی . [ رَ ] (اِخ ) احمدبن عیسی جمال رزیقی مروزی . از اصحاب ابن المبارک است . وی از فضل بن موسی و یحیی بن واضح و جز او روایت دارد. (از لباب الانساب ).


رزیقی . [ رَ ] (ص نسبی ) منسوب است به رزیق که محله ای است در مرو. (از لباب الانساب ).



کلمات دیگر: