کلمه جو
صفحه اصلی

خذامی

لغت نامه دهخدا

خذامی. [ خ ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به خذام.

خذامی. [ خ ِ ] ( اِخ ) ابراهیم بن محمدبن ابراهیم فقیه نیشابوری ، مکنی به ابواسحاق. وی از کوچه خذام است و از محدثان زمان بود و مذهب ابوحنیفه داشت. ( از معجم البلدان ).

خذامی. [ خ ِ ی ی ] ( اِخ ) ابراهیم بن ابوبشر،وی برادر ابراهیم بن محمد خذامی است. او از عده کثیری در عراق و خراسان حدیث شنید و احمدبن شعیب بن هارون شعبی از او روایت حدیث دارد. ( از معجم البلدان ).

خذامی . [ خ ِ ] (اِخ ) ابراهیم بن محمدبن ابراهیم فقیه نیشابوری ، مکنی به ابواسحاق . وی از کوچه ٔ خذام است و از محدثان زمان بود و مذهب ابوحنیفه داشت . (از معجم البلدان ).


خذامی . [ خ ِ ] (ص نسبی ) منسوب به خذام .


خذامی . [ خ ِ ی ی ] (اِخ ) ابراهیم بن ابوبشر،وی برادر ابراهیم بن محمد خذامی است . او از عده ٔ کثیری در عراق و خراسان حدیث شنید و احمدبن شعیب بن هارون شعبی از او روایت حدیث دارد. (از معجم البلدان ).



کلمات دیگر: