خذاندی . [ خ ُ ] (ص نسبی ) منسوب به خذاند. رجوع به خذاند شود.
خذاندی
لغت نامه دهخدا
خذاندی. [ خ ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به خذاند. رجوع به خذاند شود.
خذاندی. [ خ ُ ] ( اِخ ) احمدبن محمد مطوعی خذاندی از راویانست. بعضی اورا محمدبن احمد نام برده اند و از عتیق بن ابراهیم بن شماس سمرقندی نقل حدیث کرد و ابومحمد باهلی از او حدیث دارد، ولی باهلی از کذبانست. ( از معجم الوسیط ).
خذاندی. [ خ ُ ] ( اِخ ) احمدبن محمد مطوعی خذاندی از راویانست. بعضی اورا محمدبن احمد نام برده اند و از عتیق بن ابراهیم بن شماس سمرقندی نقل حدیث کرد و ابومحمد باهلی از او حدیث دارد، ولی باهلی از کذبانست. ( از معجم الوسیط ).
خذاندی . [ خ ُ ] (اِخ ) احمدبن محمد مطوعی خذاندی از راویانست . بعضی اورا محمدبن احمد نام برده اند و از عتیق بن ابراهیم بن شماس سمرقندی نقل حدیث کرد و ابومحمد باهلی از او حدیث دارد، ولی باهلی از کذبانست . (از معجم الوسیط).
کلمات دیگر: