کلمه جو
صفحه اصلی

ولاه

فرهنگ فارسی

(اسم ) معنی ولاه در الله دیدی . این تقریر مبتنی است بر آنکه الله مشتق از وله واصل آن ((ولاه ) ) باشد چنانکه قتاده از مفسرین و ابوالهیثم از لغویین بر آن عقیده رفته اند : (( معنی ولاه درالله دیدی چون از قهرش ترسیدی پناه با... دادی . ) )
ولات جمع والی .

لغت نامه دهخدا

ولاة. [ وُ ] (ع ص ، اِ)ولات . ج ِ والی . (اقرب الموارد). رجوع به والی شود.


دانشنامه آزاد فارسی

وِلاه (Vlah)
(یا: ولاچ؛ آرومانی جنوب بالکان) قومی از اسلاوهای جنوبی در بالکان، عمدتاً ساکن در مقدونیه. حدود ۲۰۰هزار نفر (بنابر برآوردهای ۱۹۹۵) از آن ها در یونان به سر می برند، هرچند در این کشور به منزلۀ اقلیتی قومی به رسمیت شناخته نشده اند. در قرن های ۱۰، ۱۲، و ۱۳م، امیرنشین های ولاه برقرار بودند. دومین پادشاهی بلغار (۱۱۸۵ تا ۱۲۶۰م) رسماً پادشاهی ولاه ها و بلغارها بود.

پیشنهاد کاربران

ولاة. [ وُ ]متولیان

حاکمان. پیشوایان دینی


کلمات دیگر: