( سپهر آستان ) از القاب پادشاهان بزرگ است یعنی پادشاهی که آستان وی مانند سپهر است کنایه از ملوک
سپهر استان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( سپهرآستان ) سپهرآستان. [ س ِ پ ِ ] ( ص مرکب ) از القاب پادشاهان بزرگ است یعنی پادشاهی که آستان وی مانند سپهر است. ( ناظم الاطباء ). کنایه از ملوک. ( آنندراج ) :
خدایگان سپهرآستان نکو داند
که در جهان سخن بنده بی نظر افتاد.
کاین صلح ما ز میر سپهرآستان ماست.
خدایگان سپهرآستان نکو داند
که در جهان سخن بنده بی نظر افتاد.
خاقانی.
لافند مادران گهر در مزاج صلح کاین صلح ما ز میر سپهرآستان ماست.
خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 80 ).
کلمات دیگر: