یکی ازنامهای آفتاب
سپر سیاه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سپرسیاه. [ س ِ پ َ ] ( اِ مرکب )یکی از نامهای آفتاب. ( برهان ) ( رشیدی ) :
چو لعبتان ضمیرم تتق براندازند
سپرسیاه کند آرزوی لالایی.
چو لعبتان ضمیرم تتق براندازند
سپرسیاه کند آرزوی لالایی.
نجیب الدین گلپایگانی ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: