کلمه جو
صفحه اصلی

ابوعبدالصمد

لغت نامه دهخدا

ابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) منذربن نافع. از روات حدیث است و ابومسهر از او روایت کند.


ابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] ( اِخ ) تابعی است. او ازام الدرداء و از او حبیب بن عمر الانصاری روایت کند.

ابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] ( اِخ ) از فضیل بن مرزوق و مسعودی روایت کند.

ابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] ( اِخ ) عبدالعزیزبن عبدالصمد. از روات حدیث است و بندار از او روایت کند.

ابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] ( اِخ ) منذربن نافع. از روات حدیث است و ابومسهر از او روایت کند.

ابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) از فضیل بن مرزوق و مسعودی روایت کند.


ابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) تابعی است . او ازام الدرداء و از او حبیب بن عمر الانصاری روایت کند.


ابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) عبدالعزیزبن عبدالصمد. از روات حدیث است و بندار از او روایت کند.



کلمات دیگر: