کلمه جو
صفحه اصلی

ابوطویل

لغت نامه دهخدا

ابوطویل . [ اَ طَ ] (اِخ ) شطب الممدود. صحابی است .


ابوطویل. [ اَ طَ ] ( اِخ ) نام قلعه ای به افریقیه نزدیک تونس. پس از خرابی قیروان سکنه قیروان به قلعه ابوطویل هجرت کردند وآن قلعه آبادان شد و مرکز قبائل صنهاجه گردید. و این همان قلعه است که ابویزید خارجی در او تحصن کرد.

ابوطویل. [ اَ طَ ] ( اِخ ) شطب الممدود. صحابی است.

ابوطویل . [ اَ طَ ] (اِخ ) نام قلعه ای به افریقیه نزدیک تونس . پس از خرابی قیروان سکنه ٔ قیروان به قلعه ٔ ابوطویل هجرت کردند وآن قلعه آبادان شد و مرکز قبائل صنهاجه گردید. و این همان قلعه است که ابویزید خارجی در او تحصن کرد.



کلمات دیگر: