کلمه جو
صفحه اصلی

ابوظلال

لغت نامه دهخدا

ابوظلال. [ اَ ظِ ] ( اِخ ) القسملی الاعمی. نام او هلال بن ابی هلال میمون و از انس بن مالک روایت کند.

ابوظلال. [ اَ ظِ ] ( اِخ ) هلال بن ابی مالک. تابعی است.

ابوظلال. [ اَ ظِ ] ( اِخ ) هلال بن ابی هلال میمون بن القسملی. رجوع به ابوظلال القسملی... شود.

ابوظلال . [ اَ ظِ ] (اِخ ) القسملی الاعمی . نام او هلال بن ابی هلال میمون و از انس بن مالک روایت کند.


ابوظلال . [ اَ ظِ ] (اِخ ) هلال بن ابی مالک . تابعی است .


ابوظلال . [ اَ ظِ ] (اِخ ) هلال بن ابی هلال میمون بن القسملی . رجوع به ابوظلال القسملی ... شود.



کلمات دیگر: