کلمه جو
صفحه اصلی

بویناکان

لغت نامه دهخدا

بویناکان. ( ص مرکب ) آنکه بو کند و نشناسد، یعنی قوه شامه نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: