کلمه جو
صفحه اصلی

اسهاء

لغت نامه دهخدا

اسهاء. [ اِ ] ( ع مص ) ساختن و بنا کردن سَهْوة را: اَسْهی ̍ اِسهاءً. ( منتهی الارب ). رجوع به سهوة شود.

اسهاء. [ اَ ] ( ع اِ ) رنگها. واحد ندارد. ( منتهی الارب ).

اسهاء. [ اَ ] (ع اِ) رنگها. واحد ندارد. (منتهی الارب ).


اسهاء. [ اِ ] (ع مص ) ساختن و بنا کردن سَهْوة را: اَسْهی ̍ اِسهاءً. (منتهی الارب ). رجوع به سهوة شود.



کلمات دیگر: