کار تیره کار سخت و مشکل
تیره کار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تیره کار. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) کار تیره. کار سخت و مشکل :
به پیش آمد اکنون یکی تیره کار
که آن را نشاید که داریم خوار.
آینه خاک تیره کار چه بینی
ز آینه ٔتیره نور کار نیابی.
به پیش آمد اکنون یکی تیره کار
که آن را نشاید که داریم خوار.
فردوسی.
|| بدکار. بدسرشت. سیاهکار : آینه خاک تیره کار چه بینی
ز آینه ٔتیره نور کار نیابی.
خاقانی.
کلمات دیگر: