کلمه جو
صفحه اصلی

بی باقی

فرهنگ فارسی

بدون باقی ٠ تمام و کمال ٠

لغت نامه دهخدا

بی باقی. ( ص مرکب ) بدون باقی. تمام و کمال. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
- بی باقی شدن ؛ کامل شدن. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: