تیربالا. ( ص مرکب ) تیرقامت. از اسماء محبوب است. ( آنندراج ). تیرقد. راست بالا. سهی بالا. قد و بالائی چون تیر راست و بلند. تیروار قامت :
من آن تیربالا نگارم که هرگز
چو ابروی من کس نبیند کمانی.
هرچه نزدیکتر آرم تو ز من دورتری.
خیز و جام باده ده بر لحن زیر.
من آن تیربالا نگارم که هرگز
چو ابروی من کس نبیند کمانی.
فرخی.
تیربالائی و ماننده تیری که تراهرچه نزدیکتر آرم تو ز من دورتری.
فرخی.
ای نگار تیربالا روز تیرخیز و جام باده ده بر لحن زیر.
مسعودسعد.
رجوع به تیرقد و تیر ودیگر ترکیبهای آن شود.