کوهیا است بنجد مشرف بر راه بصره بمکه .
اسود العین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اسودالعین. [ اَ وَ دُل ْ ع َ ] ( اِخ ) کوهی است به نجد مشرف بر راه بصره بمکه. قالی از ابن درید از ابی عثمان انشاد کرده :
اذاما فقدتم اسودالعین کنتم
کراماً و انتم ما اقام ألائِم ُ.
یاقوت گوید: والجبل لایغیب. یقول فانتم لئام ابداً. ( معجم البلدان ) ( تاج العروس ).
اذاما فقدتم اسودالعین کنتم
کراماً و انتم ما اقام ألائِم ُ.
یاقوت گوید: والجبل لایغیب. یقول فانتم لئام ابداً. ( معجم البلدان ) ( تاج العروس ).
کلمات دیگر: