نامش پیر مراد بیک و اصلش از زنگنه و در جوانی ملازم زندیه و در پیری مربی فرزندان امرای شهر شیراز بود .
مشفق کرمانشاهی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مشفق کرمانشاهی. [ م ُ ف ِ ق ِ ک ِ ] ( اِخ ) نامش پیر مرادبیک و اصلش از زنگنه و در جوانی ملازم زندیه و در پیری مربی فرزندان امرای شهر شیراز بود. وی را دیده بودم. معقولیتی داشت و از صحبت فضلا و شعرا مشعوف میگشت. بر اشعار حافظ نثری شرح وار می نوشت که مطبوع اماجد نیفتاد. میرزا حیدرعلی نام فرزندش از معارف بود. غالباً عاملی و چاکری میکرد. باری این چند بیت از اوست :
عشقبازی بود از روز ازل پیشه ما
خوشتر است از همه اندیشه اندیشه ما. نمودم بیقراری تا دلش را مهربان کردم
پس از این بیقراریها قراری کرده ام پیدا.
عشقبازی بود از روز ازل پیشه ما
خوشتر است از همه اندیشه اندیشه ما.
پس از این بیقراریها قراری کرده ام پیدا.
( مجمعالفصحاء چ مصفا ص 933 ).
کلمات دیگر: