( بکار آمد ) ( صفت ) ۱- کاردان کارکن . ۲- درست . ۳- سزاوار کار .
بکار امد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( بکارآمد ) بکارآمد. [ ب ِ م َ ] ( ن مف مرکب مرخم ) کاردان و کارکن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کارآمد شود. || درست و سزاوار. ( از ناظم الاطباء ). || آنچه بکار آید. ( آنندراج ).
کلمات دیگر: