کلمه جو
صفحه اصلی

اسوالد

لغت نامه دهخدا

اسوالد. [ اُس ْ ] (اِخ ) یکی از حکمای اسکاتلند که در قرن 18 م . میزیست .


اسوالد. ( اُ ) ( اِخ ) ( سن... ) سلطان نورتمبرلاند. وی به نصرانیت گروید و در 642 م. در محاربه بقتل رسید.

اسوالد. [ اُ ] ( اِخ ) ( سن... ) سراسقف یرک است.وی در 922 م. درگذشت و روز 29 شباط ذکران وی است.

اسوالد. [ اُس ْ ] ( اِخ ) یکی از حکمای اسکاتلند که در قرن 18 م. میزیست.

اسوالد. (اُ) (اِخ ) (سن ...) سلطان نورتمبرلاند. وی به نصرانیت گروید و در 642 م . در محاربه بقتل رسید.


اسوالد. [ اُ ] (اِخ ) (سن ...) سراسقف یرک است .وی در 922 م . درگذشت و روز 29 شباط ذکران وی است .



کلمات دیگر: