کنایه از مفلس و تهیدست مرادف کم بغل ٠ فقیر و بینوا و تهیدست ٠
بی بغل
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی بغل. [ بی ب َ غ َ ] ( ص مرکب ) کنایه از مفلس و تهیدست. مرادف کم بغل. ( آنندراج ). فقیر و بینوا و تهیدست. ( ناظم الاطباء ).
- بی بغل بودن ؛ بی برگ بودن. ( رشیدی ).
- بی بغل بودن ؛ بی برگ بودن. ( رشیدی ).
کلمات دیگر: