کلمه جو
صفحه اصلی

افشا کردن

فارسی به انگلیسی

blab, break, expose, leak, reveal, tell, uncover, unearth

فارسی به عربی

أبانَ ، إذاعة

فرهنگ فارسی

آشکار کردن پراکنده کردن

لغت نامه دهخدا

افشا کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار کردن. پراکنده کردن. ( یادداشت مؤلف ) :
من نیز هرآنچه سر و اخفا
دل داشت بر تو کردم افشا.
واله هروی ( از بهارعجم ).
- افشای سِرّی کردن ؛ رازی را آشکار کردن.( یادداشت مؤلف ).

پیشنهاد کاربران

عامیانه
spill
بند را به آب دادن
بند را آب دادن


کلمات دیگر: