کلمه جو
صفحه اصلی

مسکنه

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مسکن آرام کننده : جمع : مسکنات . یا ادوی. مسکنه . داروهایی که جهت تسکین دردها بکار برند .
آرام کننده

لغت نامه دهخدا

مسکنة. [ م ُ س َک ْ ک ِ ن َ ] (ع ص ) مسکنه . مؤنث مسکّن . ج ، مسکنات .


مسکنه. [ م ُ س َک ْ ک ِ ن َ ] ( ع ص ). مسکنة. آرام کننده.
- ادویه مسکنه ؛ داروها که در تسکین دردها به کار روند.

مسکنة.[ م َ ک َ ن َ ] (ع اِمص ) اسم است از مسکین ، به معنی فقر و ذل و ضعف . (از اقرب الموارد). بیچارگی . (دهار) (مهذب الاسماء). حاجت . مسکنت . و رجوع به مسکنت شود : ... و ضربت علیهم المسکنة ذلک بأنهم کانوایکفرون بآیات اﷲ... (قرآن 112/3) ... و ضربت علیهم الذلة و المسکنة و بآؤُ بغضب من اﷲ. (قرآن 61/2).


دانشنامه عمومی

مسکنة (به عربی: مسکنة) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در Manbij District واقع شده است.
فهرست شهرهای سوریه
مسکنة ۱۵٬۴۷۷ نفر جمعیت دارد.

پیشنهاد کاربران

مسکنه از ماده سکن است نه از ماده مکن


کلمات دیگر: