کلمه جو
صفحه اصلی

کیسله

لغت نامه دهخدا

کیسله . [ س َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان باباجانی است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع است و 260 تن سکنه دارد که از طایفه ٔباباجانی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


کیسله . [ س َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان فعله کُری است که دربخش سنقر و کلیایی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


کیسله. [ س َ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باباجانی است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع است و 260 تن سکنه دارد که از طایفه ٔباباجانی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

کیسله. [ س َ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان فعله کُری است که دربخش سنقر و کلیایی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 150 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دانشنامه عمومی

کیسله ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کیسله (ثلاث باباجانی)
کیسله (سنقر)

پیشنهاد کاربران

به زبان کردی به معنی بلندی روستا مانندپشت لاک پشت است، ویا به نقل ازریش سفیدهای همین روستا کسری نام دارد



کلمات دیگر: