کلمه جو
صفحه اصلی

سیبستان

لغت نامه دهخدا

سیبستان. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان قشند بخش کرج شهرستان تهران. دارای 559 تن سکنه. آب آن ازچشمه سار. محصول آنجا غلات ، باغات ، میوه و عسل است.

دانشنامه عمومی

سیبستان جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ دنغره ولایت ختلان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۹۸۲۵ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان

سی بستان، روستایی از توابع بخش اسالم شهرستان طوالش در استان گیلان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان خرجگیل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۹ نفر (۱۴خانوار) بوده است.

مختصات: ۳۶°۰۲′۴۸″شمالی ۵۰°۴۸′۴۲″شرقی / ۳۶٫۰۴۶۷۸۸۸۸۸۸۸۸۹°شمالی ۵۰٫۸۱۱۶۳۰۵۵۵۵۵۵۶°شرقی / 36.0467888888889; 50.8116305555556
سیبستان (به تاتی: سیفستان) روستایی از توابع بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است. زبان مردم این روستا تاتی می باشد. نام رسمی روستا سیبستان می باشد ولی از آنجایی که در زبان تاتی سیف یا سیو همان سیب است، مردم بومی به روستایشان سیفستان می گویند.
این روستا در دهستان چندار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۹ نفر (۴۷خانوار) بوده است..

پیشنهاد کاربران

باغ پهناوری که در آن فقط درخت سیب کاشته شده باشد.
مولوی:
پر من بگشای تا پران شوم
در حدیقه ذکر و سیبستان شوم


کلمات دیگر: