کلمه جو
صفحه اصلی

عیهره

لغت نامه دهخدا

( عیهرة ) عیهرة. [ ع َ هََ رَ ] ( ع مص ) سبک و بدکار گردیدن و زنا نمودن زن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). «عیهرة» گشتن زن. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عیهرة ( ع ص ) شود.

عیهرة. [ ع َ هََ رَ ] ( ع ص ) زن سبک بدکار زانیه. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). زن سبک بدون عفت. ( از اقرب الموارد ). || شتر استواراندام. || ( اِ ) غول. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). غول ، در برخی از لغات. ( از اقرب الموارد ).

عیهرة. [ ع َ هََ رَ ] (ع ص ) زن سبک بدکار زانیه . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). زن سبک بدون عفت . (از اقرب الموارد). || شتر استواراندام . || (اِ) غول . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). غول ، در برخی از لغات . (از اقرب الموارد).


عیهرة. [ ع َ هََ رَ ] (ع مص ) سبک و بدکار گردیدن و زنا نمودن زن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). «عیهرة» گشتن زن . (از اقرب الموارد). رجوع به عیهرة (ع ص ) شود.



کلمات دیگر: