کلمه جو
صفحه اصلی

کنیزدبه

لغت نامه دهخدا

( کنیزدبة ) کنیزدبة. [ ک ُ ن َ دُب ْ ب َ ] ( اِخ ) به حذاقت در ساختن آهنگ شهرت یافت و آهنگهائی وضع کرد که در میان مردم رواج یافت و در مجالس المقتدر خلیفه عباسی حاضر می شد. وی به سال 306 هَ.ق. درگذشت. ( از اعلام زرکلی ).

کنیزدبة. [ ک ُ ن َ دُب ْ ب َ ] (اِخ ) به حذاقت در ساختن آهنگ شهرت یافت و آهنگهائی وضع کرد که در میان مردم رواج یافت و در مجالس المقتدر خلیفه ٔ عباسی حاضر می شد. وی به سال 306 هَ .ق . درگذشت . (از اعلام زرکلی ).



کلمات دیگر: