کلمه جو
صفحه اصلی

عیهوم

لغت نامه دهخدا

عیهوم. [ ع َ ] ( ع اِ ) بیخ درختی است ، و گویند که آن همان ادیم احمر یا املس است. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج ، عَیاهیم. ( اقرب الموارد ).

عیهوم. [ ع َ ] ( اِخ ) جایگاهی است. ( از معجم البلدان ).

عیهوم . [ ع َ ] (اِخ ) جایگاهی است . (از معجم البلدان ).


عیهوم . [ ع َ ] (ع اِ) بیخ درختی است ، و گویند که آن همان ادیم احمر یا املس است . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، عَیاهیم . (اقرب الموارد).



کلمات دیگر: