کلمه جو
صفحه اصلی

شیوخیه

لغت نامه دهخدا

( شیوخیة ) شیوخیة. [ ش ُ خی ی َ ] ( ع مص ) شیخ. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شیخ ( ع مص ) شود.

شیوخیة. [ ش ُ خی ی َ ] ( ع اِمص ) سن پیری. ( ناظم الاطباء ). شیوخیت.

شیوخیة. [ ش ُ خی ی َ ] (ع اِمص ) سن پیری . (ناظم الاطباء). شیوخیت .


شیوخیة. [ ش ُ خی ی َ ] (ع مص ) شیخ . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شیخ (ع مص ) شود.



کلمات دیگر: