کلمه جو
صفحه اصلی

عیهکه

لغت نامه دهخدا

( عیهکة ) عیهکة. [ ع َ هََ ک َ ] ( ع مص ) کارزار کردن. ( منتهی الارب ). کارزار کردن و بر زمین زدن و فریاد کردن و خروشیدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جنگ و قتال ، و گویند صراع و صیاح. ( از اقرب الموارد ).

عیهکة. [ ع َ هََ ک َ ] (ع مص ) کارزار کردن . (منتهی الارب ). کارزار کردن و بر زمین زدن و فریاد کردن و خروشیدن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جنگ و قتال ، و گویند صراع و صیاح . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: