کلمه جو
صفحه اصلی

نهداء

لغت نامه دهخدا

نهداء. [ ن َ ] (ع ص ) دختر پستان برآمده . (ناظم الاطباء). ج ، نُهد.


نهداء. [ ن َ ] ( ع ص ، اِ ) ریگ توده بلند. ( منتهی الارب ). رملة مشرفه. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).

نهداء. [ ن َ ] ( ع ص ) دختر پستان برآمده. ( ناظم الاطباء ). ج ، نُهد.

نهداء. [ ن َ ] (ع ص ، اِ) ریگ توده ٔ بلند. (منتهی الارب ). رملة مشرفه . (اقرب الموارد) (متن اللغة).



کلمات دیگر: