کلمه جو
صفحه اصلی

نهبله

لغت نامه دهخدا

( نهبلة ) نهبلة. [ ن َ ب َ ل َ ] ( ع ص ، اِ ) زن سالخورده. ( از متن اللغة ). تأنیث نهبل است به معنی زن پیر کلانسال. رجوع به نهبل شود. || شتر ماده سطبر. ( منتهی الارب ). الناقةالضخمة. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || رفتاری با گرانباری. ( منتهی الارب ). مشی با ثقل و سنگینی. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || ( مص ) کلانسال شدن. ( از منتهی الارب ). مسن و سالخورده شدن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).

نهبلة. [ ن َ ب َ ل َ ] (ع ص ، اِ) زن سالخورده . (از متن اللغة). تأنیث نهبل است به معنی زن پیر کلانسال . رجوع به نهبل شود. || شتر ماده ٔ سطبر. (منتهی الارب ). الناقةالضخمة. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || رفتاری با گرانباری . (منتهی الارب ). مشی با ثقل و سنگینی . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || (مص ) کلانسال شدن . (از منتهی الارب ). مسن و سالخورده شدن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: