آرام و آسایش و آهستگی
سکینت
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سکینت. [ س َ ن َ ] ( ع اِمص ) آرام و آسایش و آهستگی. ( غیاث ). سکینة : چون دید که سفینه نوح بسلامت بر جودی فراغ قرار گرفت سکینت دل و طمأنینت خاطر او برفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). رجوع به سکینة شود.
سکینة. [ س ِک ْ کی ن َ ] ( ع اِمص ) آرامش و آهستگی. || ( اِ ) کارد. ( منتهی الارب ).
سکینة. [ س ِک ْ کی ن َ ] ( ع اِمص ) آرامش و آهستگی. || ( اِ ) کارد. ( منتهی الارب ).
سکینت . [ س َ ن َ ] (ع اِمص ) آرام و آسایش و آهستگی . (غیاث ). سکینة : چون دید که سفینه ٔ نوح بسلامت بر جودی فراغ قرار گرفت سکینت دل و طمأنینت خاطر او برفت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). رجوع به سکینة شود.
کلمات دیگر: