جمع سک
سکوک
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سکوک. [ س َ ] ( ع ص ، اِ ) چاه تنگ سر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
سکوک. [ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سک. ( ناظم الاطباء ).
سکوک. [ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سک. ( ناظم الاطباء ).
سکوک . [ س َ ] (ع ص ، اِ) چاه تنگ سر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
سکوک . [ س ُ ] (ع اِ) ج ِ سک . (ناظم الاطباء).
دانشنامه عمومی
سکوک، روستایی از توابع بخش زابلی شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان زابلی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۲ نفر (۸۴خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان زابلی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۲ نفر (۸۴خانوار) بوده است.
wiki: سکوک
کلمات دیگر: