کلمه جو
صفحه اصلی

بزکویه

لغت نامه دهخدا

بزکویه. [ب ُ ی َ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان پلرودبار بخش رودسر شهرستان لاهیجان ، در 180هزارگزی جنوب خاوری رودسر و 3هزارگزی بی بالان. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 2 ).

دانشنامه عمومی

بزکویه (سبزکویه) یکی از روستاهای بخش کلاچای شهرستان رودسر شهر واجارگاه در شرق استان گیلان است. شغل اصلی ساکنان روستا کشاورزی و محصول عمده آنها مرکبات (پرتقال، نارنگی، نارنج) و چای است. البته برخی خانواده ها با داشتن تعداد محدودی گاو، شیر و ماست مورد نیاز محل را تأمین می نمایند.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در شهر واجارگاه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱۸نفر (۵۴خانوار) بوده است.

پیشنهاد کاربران

املای صحیح کلمه * بزگویه* ( بز گویه ) است و گویه به معنی جایگاه و محل نگهداری می باشد. بر این اساس بزگویه روستایی بوده که مردمانش دامدار بوده و بز پرورش می دادند و یا حداقل شغل برخی از آنها دامداری و پرورش بز ، گوسفند و. . . . بوده است. هم اکنون به صورت بزکویه ( سبزکویه ) تلفظ می شود.


کلمات دیگر: