کلمه جو
صفحه اصلی

میخ کوبیدن

فارسی به انگلیسی

to drive (or hammer) a nail


فرهنگ فارسی

فرو بردن میخ درجایی . یا میخ خوبی کوبیدن . یا میخ خود را کوبیدن .

لغت نامه دهخدا

میخ کوبیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) میخ کوفتن. میخ زدن. کوبیدن میخ بر در و دیوار و جز آن.

پیشنهاد کاربران

میخ کردن چیزی به/بر چیزی


کلمات دیگر: