چشمه میم. [ چ َ / چ ِ م َ/ م ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از حلقه میم است. ( آنندراج ). سوراخ سر میم مکتوب :
صنمی با زنخی تازه تر از برگ سمن
صنمی با دهنی تنگ تر از چشمه میم.
کند زلال خضر در گلو ز چشمه میم.
دهن تنگ و در او چشمه خضر و الیاس.
دلی چو چشمه میم وتنی چو حلقه نون.
صنمی با زنخی تازه تر از برگ سمن
صنمی با دهنی تنگ تر از چشمه میم.
فرخی.
محبت تو جگرتشنگان بادیه راکند زلال خضر در گلو ز چشمه میم.
سنائی ( از آنندراج ).
ماه دو هفته ندارد چو یکی چشمه میم دهن تنگ و در او چشمه خضر و الیاس.
سوزنی.
کنون ز هست-ی من جز دو حرف بیش نمانددلی چو چشمه میم وتنی چو حلقه نون.
؟
|| کنایه از سوراخ کوچک. ( از یادداشت مؤلف ).