کلمه جو
صفحه اصلی

دولا کردن

فارسی به انگلیسی

crouch, double, jackknife, to double, to bend, to fold double

to double, to bend, to fold double


crouch, double, jackknife


فارسی به عربی

انحناء , ضعف

مترادف و متضاد

bend (فعل)
منحرف کردن، کوشش کردن، برگشتن، خم شدن، تعظیم کردن، خم کردن، خمیدن، کج کردن، دولا کردن، بذل مساعی کردن

double (فعل)
دولا کردن، دو برابر کردن، مضاعف کردن

double up (فعل)
دولا کردن، دولا شدن

ply (فعل)
دولا کردن، تاه کردن، تردد کردن، رفت و آمد کردن، چند لا کردن


کلمات دیگر: