مسحور کننده
فارسی به انگلیسی
ravishing, riveting, beguiler, fascinating
فارسی به عربی
فتان
مترادف و متضاد
مجذوب کننده، جادو گر، مسحور کننده
افسونگر، حوری دریایی، مسحور کننده، زن ماهی
فریبنده، مسحور کننده، طلسم امیز
فریبنده، مسحور کننده، افسون کننده
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - سحر کننده جادو کننده ۲ - فریبنده جمع : مسحور کنندگان .
پیشنهاد کاربران
enchanting
قشنگ،
زیبا،
دلربا،
سحرانگیز
The sight is so enchanting
اون منظره خیلی قشنگه
قشنگ،
زیبا،
دلربا،
سحرانگیز
The sight is so enchanting
اون منظره خیلی قشنگه
کلمات دیگر: