دوامیس . [ دَ] (ع اِ) ج ِ دومس . (منتهی الارب ). || ج ِ داموس . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دومس و داموس شود.
دوامیس
لغت نامه دهخدا
دوامیس. [ دَ] ( ع اِ ) ج ِ دومس. ( منتهی الارب ). || ج ِ داموس. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دومس و داموس شود.
دوامیس.[ دَ ] ( اِخ ) نام بنایی به قرطاجنه از بلاد اندلس. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به الحلل السندسیة ص 208 شود.
دوامیس.[ دَ ] ( اِخ ) نام بنایی به قرطاجنه از بلاد اندلس. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به الحلل السندسیة ص 208 شود.
دوامیس .[ دَ ] (اِخ ) نام بنایی به قرطاجنه از بلاد اندلس . (یادداشت مؤلف ). رجوع به الحلل السندسیة ص 208 شود.
کلمات دیگر: