کلمه جو
صفحه اصلی

تفؤد

لغت نامه دهخدا

تفؤد. [ ت َ ف َءْ ءُ ] (ع مص ) سوخته شدن و افروخته گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تحرق و توقد آتش . (از اقرب الموارد).


تفؤد. [ ت َ ف َءْ ءُ ] ( ع مص ) سوخته شدن و افروخته گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تحرق و توقد آتش. ( از اقرب الموارد ).

تفود. [ ت َ ف َوْ وُ ] ( ع مص ) برآمدن بالای کوه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: