شیفته و عاشق شدن . بی تاب شدن . بی قرار شدن .
سینه برطاق شدن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سینه برطاق شدن. [ن َ / ن ِ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شیفته و عاشق شدن. ( از ناظم الاطباء ). بی تاب شدن. بی قرار شدن :
دل مسکین حاجتمند مشتاق
بعشق ابرویت شد سینه بر طاق.
دل مسکین حاجتمند مشتاق
بعشق ابرویت شد سینه بر طاق.
سیمی نیشابوری.
کلمات دیگر: