کلمه جو
صفحه اصلی

تفیئه

لغت نامه دهخدا

تفیئة. [ ت َ ءَ ] (ع اِ) تفیئة الشی ٔ؛ هنگام آن چیز. (منتهی الارب ). وقت آن چیز و اول آن چیز. (ناظم الاطباء). || دخل علی تفیئة فلان ؛ ای اثره . (منتهی الارب ). درآمد در اثر فلان . (ناظم الاطباء).


( تفیئة ) تفیئة. [ ت َ ءَ ] ( ع اِ ) تفیئة الشی ٔ؛ هنگام آن چیز. ( منتهی الارب ). وقت آن چیز و اول آن چیز. ( ناظم الاطباء ). || دخل علی تفیئة فلان ؛ ای اثره. ( منتهی الارب ). درآمد در اثر فلان. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: