( تفیاءة ) تفیاءة. [ ت َ ی ِ ءَ ] ( ع مص ) سایه انداختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). فیات الشجرة تفیاءة و فیاه تفیاءة؛ با سایه قرار داد او را و برگردانید او را. ( از ناظم الاطباء ). || حرکت دادن باد شاخه ها را. ( از اقرب الموارد ). || حرکت دادن زن موی خود را. ( از اقرب الموارد ).
تفیاءه
لغت نامه دهخدا
تفیاءة. [ ت َ ی ِ ءَ ] (ع مص ) سایه انداختن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). فیات الشجرة تفیاءة و فیاه تفیاءة؛ با سایه قرار داد او را و برگردانید او را. (از ناظم الاطباء). || حرکت دادن باد شاخه ها را. (از اقرب الموارد). || حرکت دادن زن موی خود را. (از اقرب الموارد).
کلمات دیگر: