کلمه جو
صفحه اصلی

تفطین

لغت نامه دهخدا

تفطین. [ ت َ ] ( ع مص ) فهمانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دانا و زیرک خاطر ساختن معلم کسی را به تأدیب و تثقیف او. ( از اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: