کلمه جو
صفحه اصلی

خورنمو

لغت نامه دهخدا

خورنمو. [ خوَرْ / خُرْ ن َ ] ( اِخ ) ناحیتی است واقع در قاینات و در ده فرسنگی آن معدن مس است. ( یادداشت بخط مؤلف ).


کلمات دیگر: