بزول. [ ب َ ] ( ع ص ) شتری که دندان نیش برآورده باشد. مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ج ، بُزْل ، بُزُل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بزول. [ ب ُ ] ( ع مص ) برآمدن نیش شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برآمدن دندان نیش شتر. ( المصادر زوزنی ). برآمدن دندان نیشتر شتر. ( تاج المصادر بیهقی ).
بزول. [ ب ُ ] ( ع مص ) برآمدن نیش شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برآمدن دندان نیش شتر. ( المصادر زوزنی ). برآمدن دندان نیشتر شتر. ( تاج المصادر بیهقی ).