کلمه جو
صفحه اصلی

کیله سفید

لغت نامه دهخدا

کیله سفید. [ ل َ س ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حسین آباد است که در بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج واقع است و 160 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


کیله سفید. [ ل َس ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جیگران (گرمسیر ولدبیگی ) است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع است و 200 تن سکنه دارد. در زمستانها قریب 110 خانوار از طایفه ٔ تفنگچی گوران برای تعلیف احشام خود به حدود خاوری این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


کیله سفید. [ ل َس ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جیگران ( گرمسیر ولدبیگی ) است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع است و 200 تن سکنه دارد. در زمستانها قریب 110 خانوار از طایفه تفنگچی گوران برای تعلیف احشام خود به حدود خاوری این ده می آیند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

کیله سفید. [ ل َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حسین آباد است که در بخش دیواندره شهرستان سنندج واقع است و 160 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دانشنامه عمومی

کیله سفید (ثلاث باباجانی). کیله سفید (ثلاث باباجانی)، روستایی از توابع بخش ازگله شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان جیگران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۹ نفر (۳۴خانوار) بوده است.


کلمات دیگر: