کلمه جو
صفحه اصلی

کیفتن

لغت نامه دهخدا

کیفتن. [ ت َ ] ( مص ) عدالت کردن. || میل و رغبت داشتن. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).


کلمات دیگر: