کلمه جو
صفحه اصلی

کیگایی

لغت نامه دهخدا

کیگایی. ( ص نسبی ) از مردم کیگا. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || احول. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- مثل کیگاییها ؛ لوچ. احول. ( از امثال و حکم ص 1476 ). رجوع به کیگا شود.


کلمات دیگر: