محل دیده بان . دیده .
دیده بان گاه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیده بان گاه. [ دی دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( از: دیده + بان + گاه ) محل دیده بان. دیده :
بدان تا برد دیده بان گاه تخت
بر او دیدبانان بیدار بخت.
بدان تا برد دیده بان گاه تخت
بر او دیدبانان بیدار بخت.
نظامی.
کلمات دیگر: